حکومت نبوی، مأموریتی الهی یا ضرورتی عقلی یا سیاسی؟ | ||
| آموزههای فقه مدنی | ||
| مقاله 1، دوره 14، شماره 26، اسفند 1401، صفحه 3-20 اصل مقاله (418.17 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30513/cjd.2020.775.1161 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد حسن اشرافی بجستانی1؛ محمد رضا کاظمی گلوردی* 2؛ علی اصغر داودی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری تخصصی فقه، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران (ashrafimh58@gmail.com). | ||
| 2دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران (نویسنده مسئول) | ||
| 3استادیار گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| یکی از مباحث پرمناقشۀ جامعه اسلامی در طول دوره چهارده قرنی خود، موضوع حکومت اسلامی و حق حکومت و ملاک حقانیت بوده است. از آنجایی که چنین مباحثی را نمیتوان فارغ از حکومت پیامبر اسلامN و سنت سیاسی ایشان بررسی نمود، بدینجهت بسیاری از اندیشمندان دینی و سیاسی در مباحثی چون امامت، خلافت، حکومت و...، ناگزیر از بررسی حکومت ایشان در مدینه گردیدهاند؛ اما نتوانستهاند در خصوص ماهیت شرعی یا سیاسی آن به اتفاقنظر واحد برسند. به نظر میرسد برای حل این مسئله، نخست باید به این سؤال پرداخته شود که حکومتِ شکلگرفته در مدینةالنبی بعد از هجرت، حاصل کدام یک از استلزامات سیاسی، عقلی یا مأموریت الهی بوده است؟ به طور طبیعی، حاصل بحث، هر یک از صورتهای پیشگفته شود، میتواند نقش مهمی در کارکرد سیاسی دین داشته باشد؛ زیرا بنا بر فرض سوم، دیگر نمیتوان مرجعیت سیاسی دین و شخص پیامبرN و نیز لزوم ادامه این مرجعیت را منکر گردید. ولی در فرض اول و دوم، میتوان در مرجعیت سیاسی دین و شخص پیامبرN مناقشه کرد. نگارندگان بر این باورند که حضرت رسولN حسب وظیفه شرعی، اقدام به تشکیل حکومت نموده و ضرورت عقلی و سیاسی، صرفاً مؤید دلیل قرآنی بر لزوم شرعی حکومت اسلامی بوده است و مقاله حاضر با روش تحلیلی به بررسی این موضوع میپردازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حکومت نبوی؛ ملاک حقانیت؛ استلزامات عقلی؛ ضرورت شرعی؛ قدرت | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 553 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 458 |
||
