فرجام نفوس ناقصه از دیدگاه ابن سینا | ||
| آموزههای فلسفۀ اسلامی | ||
| مقاله 11، دوره 16، شماره 29، دی 1400، صفحه 237-260 اصل مقاله (421.77 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30513/ipd.2021.2163.1194 | ||
| نویسندگان | ||
| زهرا کهریزی1؛ عباسعلی منصوری* 2؛ مجتبی بیگلری3 | ||
| 1کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی،دانشکده ادبیات، دانشگاه رازی،کرمانشاه،ایران | ||
| 2عضو هیات علمی گروه فلسفه اسلامی دانشگاه رازی | ||
| 3استادیار گروه الهیات، دانشکده ادبیات،دانشگاه رازی، کرمانشاه،ایران | ||
| چکیده | ||
| سرنوشت نفوس ناقصه (کودکان، دیوانگان و ابلهان) از چالشبرانگیزترین مباحث معاد است که از دیرباز ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته است؛ زیرا هر جوابی که به این مسئله داده شود، با مشکلات خاص خود مواجه است. اگر برای این نفوس قائل به معاد شویم، آنگاه تبیین نحوه ثواب و عقابِ این نفوس دشوار است و اگر معاد این نفوس را نفی کنیم، آنگاه هم با برخی تصریحات دینی ناسازگار است و هم با برخی آراء فلسفی که این نفوس را صاحب نفس مجرد میدانند. هدف این مقاله، بررسی دیدگاه ابن سینا در مورد سرنوشت این نفوس است. هرچند ابن سینا معنای دقیق و گستره مفهوم «نفوس ناقصه» را روشن نساخته است، اما به صراحت در کتابهای متعددش به این بحث ورود نموده است و معتقد است که معاد همگانی بوده و نفوس ناقصه را هم شامل میشود. مبانی انسانشناسی شیخ، این دیدگاه او را پشتیبانی میکنند. اما در باب کیفیت حشر و جایگاه این نفوس در آخرت، کلمات ابن سینا مذبذب است؛ گاه موافقِ کسانی است که معتقدند این نفوس پس از مرگ به افلاک میپیوندند، گاه سرنوشت نفوس ناقصه را به رحمت واسعه الهی ارجاع میدهد، گاه نفوس ناقصه را در گروه سعادتمندان قرار میدهد، گاه این نفوس را نه اهل سعادت میداند و نه اهل شقاوت، و گاهی مفهوم نفوس ناقصه را تعمیم داده و در تلفیق با نگاه خوشبینانهاش به مسئله نجات، اکثر انسانها را ذیل این مفهوم قرار میدهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ابن سینا؛ معاد؛ نفوس ناقصه؛ معاد کودکان؛ معاد دیوانگان؛ معاد ابلهان | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 631 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 369 |
||
