قاعده فقهی مصلحت در قوانین و مقررات فرزندخواندگی و کودکان بیسرپرست | ||
| آموزههای فقه مدنی | ||
| مقاله 6، دوره 15، شماره 27، خرداد 1402، صفحه 137-164 اصل مقاله (440.13 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30513/cjd.2021.2110.1391 | ||
| نویسنده | ||
| عبدالحمید طالبی* | ||
| استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| فقه اسلامی نسبت به کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست بیتفاوت نبوده و تصدی امور آنان را به عنوان واجبی کفایی بر عهده اقربای اطفال، حاکم و مسلمانان گذارده و از تسری احکام مترتب بر رابطه طبیعی والدین و فرزندان به فرزندخوانده نهی نموده است و چالشهای آن در قوانین مربوطه در کشورهای اسلامی بیاثر نبوده است. باید دید که راه برونرفت از این مشکل در فقه اسلامی چیست؟ این مقاله با استفاده از مطالعات کتابخانهای و به شیوه توصیفی ـ تحلیلی تدوین شده و با تمسک به قاعده فقهی مصلحت، ضمن نقادی قوانین موضوعه ایران، این چالش را واکاوی و راهکارها را بیان نموده است. یافتههای این مقاله به استناد مبانی قرآنی و روایی، پذیرش مشروط و محدود فرزندخواندگی در فقه اسلامی با استفاده از عنصر مصلحت به عنوان پشتوانه احکام شرعی و فلسفه جعل احکام در تمام تصمیماتی است که ولیّ او اعم از حاکم یا پدرخوانده اتخاذ میکند. همچنین حفظ نسب حقیقی کودک، لزوم انفاق و حضانت در راستای حفظ حیات او و حفظ حقوق مالی کودک (ارث) و رعایت محرمیت شرعی در خانواده نیز مورد تأکید قرار گرفته و در موارد متعدد با هدف رشد و تعالی کودکان بدسرپرست علاوه بر کودکان بیسرپرست، اخذ تصمیم منوط به رعایت مصلحت گردیده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| قاعده مصلحت؛ کودکان بیسرپرست؛ فرزندخواندگی؛ فرزند حقیقی؛ ولایت | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,012 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 396 |
||
