تأثیر مبانی روششناختی اثباتگرایی و حکمت متعالیه بر علوم انسانی (مطالعه تطبیقی) | ||
| پژوهش های اجتماعی اسلامی | ||
| دوره 28، شماره 126، آذر 1401، صفحه 83-104 اصل مقاله (420.28 K) | ||
| نوع مقاله: علمی ترویجی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30513/iss.2023.4407.1248 | ||
| نویسنده | ||
| محمدحسین جمال زاده* | ||
| دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| یکی از مکاتب متداول علم در دنیای مدرن، اثباتگرایی است که مبانی روششناختی آن، نهتنها در علوم طبیعی و تجربی، بلکه در علوم انسانی نیز تأثیر گذاشته است. در این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و جمعآوری کتابخانهای دادهها، پنج مبنای اصلیِ مکتب اثباتگرایی شامل مبانی هستیشناختی، انسانشناختی، معرفتشناختی، جامعهشناختی و ارزششناختی، مبتنی بر مبانی حکمت متعالیه نقد میشوند. انحصار هستی در ماده، عدم سازگاری آزادی انسان و ضرورت، عدم تطابق ذهن با عین، واقعیت جامعه و رهایی ارزشها، از مهمترین نقدهای حکمت متعالیه به روششناسی مکتب اثباتگرایی است. مهمترین یافته پژوهش حاضر این است که اثباتگرایان با انتخاب روشهای کمّی و منحصر کردن پژوهش بر دادههای تجربهمحور، در روششناسی علوم انسانی رویکرد وحدت همگرای روشی دارند؛ در حالی که حکمت متعالیه با توجه به روش کیفی و کمّی و عدم انحصار منابع شناخت در علوم تجربی، از تمام ظرفیت روشهای عقلی، نقلی و تجربی در علوم انسانی استفاده کرده و رویکرد تنوع همگرای روشی را در علوم انسانی انتخاب کرده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| روششناسی؛ اثباتگرایی؛ حکمت متعالیه؛ علوم انسانی؛ پژوهش | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 365 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 317 |
||
