تأویل گفتمان فلسفی آیات جهانشمول قرآن کریم با تأکید بر نظرات علامه طباطبایی | ||
| آموزههای قرآنی | ||
| مقاله 5، دوره 22، شماره 41، تیر 1404، صفحه 123-148 اصل مقاله (1018.17 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30513/qd.2025.6540.2461 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد شیروانی* 1؛ محمدباقر نائیجی2 | ||
| 1نویسنده مسئول، استادیار، گروه معارف، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| 2استادیار، گروه معارف، دانشکده سلامت اجتماعی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| در قرآن کریم مدعیات فراوانی در عرصه وجودشناسی با حفظ هویت اطلاق و کلیت بیان شده است که واجد تعمیمپذیری حداکثری و فراگیر است و ازآنجاکه زبان و رویکرد قرآن کریم، ایمانگرایانه و روش آن وحیانی است، پس از طرح مدعیات قرآنی فرایند منطقی در حوزه ارائه مدعیات، مطرح نمیشود، به این صورت که واسطه بین مدعا و نتیجه دیده نمیشود، لذا حد وسطی چون برهان و دلیل در متن قرآن کریم کمتر به چشم میخورد. از سوی دیگر، آحاد قرآنپژوهان و وحیشناسان، وحی و اشراق و دریافت نبوی را در عینیت با خرد میدانند. علامه طباطبایی با تسلط بر گفتمان فلسفی عرفانی از یک سو و همچنین توانمندی بر تفسیر قرآن کریم از سوی دیگر، بهخوبی توانسته است بین گفتمان ایمانگرایی و خردگرایی، تطبیق و همسانی و همگرایی ایجاد کند. قرآن کریم در چندین آیه از آیات خود، احکامی فراگیر و پایدار از هستی را تبیین و توصیف میکند؛ آیاتی که حکایت از اقتضائات جهانشمولانه دارد و بسیار به مبانی نظرات حکمای اسلامی چون اصالت وجود و بساطت وجود و تشکیک وجود نزدیک است. علامه طباطبایی با تأکید ترتیبی و ساختار و انسجام و سازگارگرایانه، که تحت برهان «انّ ملازم» قرار میگیرد، از بداهت وجود به اشتراک وجود و از آن به زیادت وجود و سپس به اصالت وجود و آنگاه به تشکیک وجود و وحدت وجود، بساطت وجود و گستره آن را مبرهن میسازد. در این نوشتار به روش کتابخانهای، در قالب یک فرایند تحلیلی و توصیفی، بسط و تطبیقی در خصوص آیات جهانشمول قرآن کریم و نظرات فلسفی و حکمی علامه طباطبایی مطمح نظر واقع میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| قرآن کریم؛ علامه طباطبایی؛ آیات فراگیر؛ احکام وجودی؛ ایمان و خردگرایی | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 272 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 234 |
||
